قهرمان ميرزا عين السلطنه
1015
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كشيده . ليكن اينطور نيست و از اول بنا و وضع تواريخ ايران مغشوش بوده و هست و هيچ مورخى ضبط اين چيزها را نكرده . در لباس و عادات و جزئيات و فرمايشات سلام و اندرون و شكار و سوارى هيچ ننوشته ، تماما عبارتپردازى و تملق است . فرضا شكارى [ را ] تفصيل داده . اگر پادشاه جغد و گنجشكى هم نزده باشد او صد شير و پلنگ و مرال ضبط كرده . اگر كلمهاى فرمايش كرده صد كلمه به عبارات مغلق بىمعنى شرح داده و آخر حرف او معين نمىشود . اگر جنگى كرده و شكست خورده تماما به فتح و ظفر نسبت داده . فقط كليات امر و آن هم بطور رسمى درج كردهاند و جهت همان تصورات بىمعنى بوده و گمان مىكردند هميشه سلاطين به يك قسم بوده . لباس و سلام و كارهاى آنها ابدا تغييرپذير نيست و حال آنكه هميشه در تغيير است . لباس عهد فتحعلى شاه چه قسم بوده و حالا چهجور است . كلاههاى آنوقت با حالا نيم ذرع فرق كرده و كوتاه شده . آن لباسها هيچ نيست . پردور نمىرويم كداميك از كارهاى شاه عباس و نادر شاه افشار و كريم خان زند را الان مىدانيم يا نوشتهاند ، مگر كليات امور آنها را . چه قسم سلام مىنشستند ، لباس و ترتيب قشون و كردار آنها چه بوده ، چند عدد زن داشتند ، كدام محترم بود ، اولاد چه داشتند . اگر هم نوشتهاند مثل درهء نادرى و جهانگشاى نادرى چيزى بىسروته و تمام عبارات به ذهن دور كه ابدا مطلب دست نمىدهد . محل جنگ را نمىنويسند . اسم آن را نمىبرند ، چه رسد به مجلس عيش و سور و شكار و مهمانى و قس عليهذا فعلله و تفعلله . به كلى بر خلاف تواريخ فرنگ است كه از چهار صد و هشتاد سال قبل از عيسى تاكنون نكات جزئيه يك نفر سردار يا وزيرى معلوم است ، چه برسد به سلاطين بااقتدار . « هرودوت » مورخ يونانى همانطور تاريخ نوشته كه الان در پاريس و لندن پس از هزار سال تمدن و ترقى مىنويسند . « پلوتارك » مورخ كه سردارهاى رمن و يونان را تتبع مىكند تاكنون نتوانستهاند يك صفحهء آن را بنويسند . حتى بعضى از قسمتهاى آن مفقود شده مورخين محترم با علم فرنگ نتوانستهاند آن چند صفحه را طورى بنويسند كه مطابق با اصل باشد . هركس بخواند به آن موقع كه برسد مىداند كه از ديگرى است . هزار سال بعد كسى چه مىداند كه شاه چه قسم كشته شد و پسرش چه قسم آمد و نشست . تخت مرمر چه بود . تاج كيان چيست . هركس كجا ايستاد . مثل اينكه ماها نمىدانيم . اگر اينطور است كه مورخين عهد ما شرح مىدهند و در روزنامههاى رسمى درج مىشود كه نبايد صحيح باشد . پس از اين روزنامههاى محرمانه « 1 » است كه دروغ
--> ( 1 ) - مرادش از روزنامههاى محرمانه نوع خاطرات خودش است . اما قطعا بىخبر بوده است كه همان -